X
تبلیغات
نقاط گردشگری ایران

پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1391

کردستان

نوشته شده توسط مسافر در 15:52 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1391

صنایع دستی هرمزگان

صنایع دستی استان

استان هرمزگان با توجه به بافت سنتی، آداب و رسوم خاص و فرهنگی غنی و ریشه دار، از قدیم الایام بخش مهمی از انواع صنایع دستس را در خود جای داده و به همین جهت همواره در طول تاریخ مورد توجه محققان و تاریخ شناسان گوناگون قرار گرفته است. با در نظر گرفتن این مهم و در راستای اهداف برنامه سوم توسعه مدیریت صنایع دستی استان هرمزگان، برنامه ها و سیاست هایی را تعیین و اجرا نموده است. هر چند که اجرای طرح های مصوب به همراه تنوع ارگان ها و سازمان هایی که به صورت موازی در امر صنایع دستی عمل می کنند اشکالات مهم و بعضا جبران ناپذیری را به همراه داشته است لیکن بحمدالله با تصویب تغییر شرکت سهامی صنایع دستی به سازمان صنایع دستی، یکپارچگی بیشتر و نتایج بس مفیدتری را در آینده شاهد خواهیم بود. در هر صورت در برنامه پنج ساله سوم توسعه، این مدیریت اقدامات بسیاری را در بخش های مختلف آموزش، تحقیق و توسعه رشته های رو به زوال، توسعه مراکز آموزشی، توسعه رشته های آموزشی، اعطای مجوزهای لازم و تسهیلات و بسیاری اقدامات جدی و زیربنایی دیگر به انجام رسانیده است که به صورت مدون در گزارش پیوست مراتب طرح شده و دلایل عدم و عدم تحقق اهداف پیش بینی شده مورد بررسی قرار گرفته است.

صنایع دستی بومی در استان هرمزگان صنایع دستی بومی از جایگاهی ویژه در فرهنگ و سنت های مردم برخوردار می باشد. بعنوان مثال رودوزیهای سنتی که از جمله مهمترین رشته های صنایع دستی این منطقه است. جز لاینفک پوشش بومی زنان و دختران منطقه می باشد و یا نوعی حصیر به نام «تک» در نواحی روستایی هم بعنوان زیرانداز و هم بعنوان بخشی از پوشش سقف خانه ها مورد استفاده قرار می گیرد. نکته دیگر اینکه با درنظرداشتن موقعیت مرزی استان و رویارویی ساکنان مدرسه با فرهنگ های بیگانه، محفوظ ماندن این جایگاه و استفاده از صنایع دستی بویژه در پوشش خانم ها بسیار ارزشمند است و حاکی از توجه و عنایت مردم استان به اینگونه صنایع و حفظ نمادهای سنتی و بومی منطقه می باشد.
محصولات سفالی تولیدات سفالگران مینابی عمدتاً ظروف سفالی می باشد که از آن جمله اند: نوعی کوزه آب به نام «جهله» انواع گلدان، قلیان، سرقلیان، اسفندسوز در باز و قفسی «گشته سوز» این ظروف سفالی بیشتر توسط ساکنین نواحی روستایی مورد استفاده قرار می گیرد.
محصولات حصیری محصولات حصیری مشتمل بر سجاده حصیری، بادبزن، نوعی سبد حصیری گرد و دردار بلند جهت نگهداری البسه، نوعی زیرانداز به نام «تک» که در نواحی روستایی به منظور پوشاندن سقف خانه ها نیز مورد استفاده قرار می گیرد، درپوش کوزه، نوعی سینی گرد و بزرگ به نام «سپ»، «دمکش»، گلدان حصیری، ظرف میوه، ظرف نگهداری نان «کفه».
بافته های داری سنتی 
بافته های داری سنتی شامل قالی افشار، جاجیم، گبه، انواع گلیم، خورجین، نوعی روانداز با پرزهای بلند به نام «خرسک» که گاهی به عنوان زیرانداز مورد استفاده قرار می گیرد.
حصیربافی 
از حصیر بافی باید به عنوان رایج ترین و معمول ترین صنعت دستی استان هرمزگان نام برد، چرا که ماده اولیه مورد نیاز حصیر بافی برگ درخت خرما بوده که به حد وفور در اختیار صنعتگران است و تولید انواع فرآورده های حصیری که کاملاً جنبه مصرفی دارد، روستاهای میناب، یشاگرد، بندر لنگه و اطراف آن از مناطق مهم بافت حصیر است که اکثر کار آن توسط زنان و دختران منطقه صورت می گیرد. مواد اولیه مورد مصرف عبارت است از برگ درخت خرما(پیش مُغ) و ضایعات درخت خرما و گیاهی به نام “مور. حصیر بافان میناب در روستاهای بهمنی، چلو، نصیرابی، محمودی و قاسم آباد ساکن هستند.
سفالگریسفالگری در روستاهای حکمی، گوربند و شهوار از توابع شهرستان میناب و روستاهای لشتگان از توابع بندر عباس رواج دارد.
گلابتونه دوزی 
زردوزی که در نقاط مختلف ایران به «کم دوزی»، «گلدوزی»، «برودری دوزی» و «کمان دوزی» شهرت دارد، در اکثر نقاط ایران رواج دارد و در استان هرمزگان بویژه شهرهای بندر لنگه، بندر عباس و میناب رونق بسیار دارد. از گلابتون دوزی برای تولیداتی نظیر دمپایی، شلوار های زنانه، سر آستین، پیش سینه، دور یقه، لبه پرده، دیوارکوب، پشتی، کوسن، سجاده، جلد قرآن و تابلو استفاده می کنند.
خوس دوزیاین هنر به کمک نوارهای نقره ای باریک و برروی پارچه توری ریز بافت تجلی یافته و گاه ستاره هایی فلزی برروی پارچه می نشانند، و ازآن برای تزئین مقنعه، دستار(چادر زنانه) استفاده  می شود. پارچه مصرفی معمولاً به رنگ های سیاه، سفید، سبز و زرشکی است که هر دو روی پارچه شکل یکسان دارند.
بادله دوزی 
بادله دوزی یا “تلی بافی” عبارت است از بهم پیوستن چند نوع زری با یکدیگر به صورتی که زری بزرگ دروسط و زری های کوچک در اطراف قرار می گیرند. بادله به شکل نوارهایی با پهنای ۱۵ سانتیمتر تولید می شود که معمولاً برای لبه شلوارهای زنانه مورد استفاده قرار می گیرد.
سوزندوزینوع دیگر از رودوزی است که فقط در بخش “وشاگرد” و توسط زنان و دختران روستایی به شیوه زنان بلوچ انجام می گیرد و دلیل آن نزدیکی منطقه به استاستان سیستان و بلوچستان است.
قالیبافی
مناطق تولید قالیبافی در استان هرمزگان عبارتند از: بندرعباس, روستای درتوجان و بخش حاجی آباد. اغلب تولیدکنندگان را عشایر اسکان یافته ایلهای افشاریه ورائینی تشکیل داده که به تولید و تهیه انواع قالی و قالیچه, رویه پشتی و چنته مشغول هستند. تولیدکنندگان معمولاً پشم مورد نیاز خود را از سیرجان خریداری کرده و خود به ریسیدن و رنگرزی آن اقدام می کنند. نوع گره رایج “گره فارسی” است و نقشه هایی که در بخش حاجی آباد و روستای “درتوجان” بافته می شود نقشه های افشاریه است که به نامهای بوته شاهی، ماه و ستاره ای، سه کله، خشتی، گنبدی، شکارگاه، بچه بغل، سماوری و … معروف هستند.
خرسک بافیخرسک عبارت است از بافت نوعی فرش با پرزهای بلند و درشت بافت که بافت آن با رنگ های بسیار محدود انجام می شود. در بافت سنتی آن از رنگ طبیعی پشم استفاده می شده است. پرز, تار و پود کلفت آن از پشم است و از پود رو استفاده نمی شود. در قدیم از آن به عنوان روانداز استفاده می کرده اند. امروزه از این نوع بافت برای تولید پادری و کناره در اندازه های مختلف استفاده می کنند. نقوش خرسک معمولاً هندسی بوده و بافت آن در روستای “درتوجان” رواج دارد.
شیریکی پیچاز دیگر تولیدات استان هرمزگان شیریکی پیچ را می توان نام برد که مرکز تولید آن روستاهای بخش حاجی آباد بوده و دلیل رونق آن همسایگی منطقه با استان کرمان است.
چادرشب بافی 
چادرشب بافی یا “کاربافی” از دیگر صنایع دستی استان هرمزگان است که در روستاهای کلیبی و سرریگان از توابع میناب و روستاهای سیروئیه، احمدیه و فارقان رواج دارد.
چنته بافی
چنته بافی در منطقه وشاگرد به وسیله دارهای زمینی و توسط زنان انجام می شود. نقش ها اغلب به صورت هندسی و ذهنی بافت است. اطراف چنته را به وسیله صدف های دریایی و منگوله های رنگی تزئین می کنند. از چنته بیشتر برای تزئین کپرها استفاده می شود.

صنایع دستی دریایی 
همه ساله به هنگام جزر و مد دریا, مقادیر متنابهی از انوع صدف ها, حلزون ها و بقایای آبزیان خلیج فارس در سواحل جزایر متعدد این خلیج (کیش، ابوموسی، لارک، قشم، هرمز و …)  می ریزد که توسط اهالی بومی جمع آوری شده و توسط افراد باذوق از آنها تابلو، مجسمه ها و اشیاء گوناگونی تولید می شود. مواد اولیه مصرفی شامل پوسته حلزون ها، صدف ها، استخوان ماهی، گوش ماهی و مرجان است و برای اتصال قطعات انتخاب شده از چسب بی رنگ استفاده می کنند.


نوشته شده توسط مسافر در 15:47 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1391

صنایع دستی خراسان رضوی

قالی بافی
یکی از صنایع دستی مهم استان خراسان قالی بافی است. پیشینه قالی بافی در این استان را می توان به دو دوره متمایز تقسیم کرد:

- دوره صفویه، که قالی های این دوره اغلب دارای نقش های هراتی با زمینه لاجوردی و یا لاکی سیر و با حاشیه باریک به رنگ زرد روشن می باشد.

- دوره دیگر راه اندازی کارگاه های قالی بافی توسط بازرگانان تبریزی در نیمه دوم قرن سیزدهم است. به این دلیل، امروزه در صنعت فرش مشهد دو نوع گره وجود دارد که عبارت اند از: گره فارسی (محلی) و گره ترکی (تبریزی).

مهم ترین مرکز قالی بافی در استان خراسان، مشهد است. زمینه قالی های مشهدی دارای رنگ لاکی با نقش ترنج و لچک و حاشیه لاجوردی است. بیرجند، طبس، کاشمر، سبزوار و نیشابور از نظر قالی بافی به ترتیب در مراحل بعدی قرار می گیرند.

در میان عشایر خراسان، قالی بافی از رونق فراوانی برخوردار است. قالیچه های بلوچی در میان چادر نشینان اطراف تربت حیدریه، کاشمر، سرخس و تربت جام رایج است. هم چنین در میان عشایر کرد که در  شمال خراسان سکونت دارند، بافت قالیچه های ترکمنی رواج دارد.

گلیم بافی
در میان عشایر و روستاییان خراسان، گلیم بافی به عنوان یک فعالیت خانگی معمول است. مناطق عمده گلیم بافی در استان خراسان، شهرستان های مشهد، قوچان و شیروان است.
ابریشم بافی کلات
از مهمترین هنرهای سنتی و صنایع دستی، هنر ابریشم بافی است که در خراسان رضوی در منطقه کلات و روستای زاوین رواج دارد. روستای زاوین مرکز بافت ابریشم محسوب می گردد.
شعر بافی
شعربافی یا دست بافی در استان خراسان، از گذشته های دور، یکی از مشاغل صنعتگران بوده است. این صنعت در بیش تر شهرهای استان خراسان، به ویژه در شهرستان های مشهد، سبزوار و تربت حیدریه، به صورت خانگی و کارگاهی دیده می شود. فعالیت های برک بافی، فرت بافی و ابریشم بافی را نیز می توان در این رده قلمداد کرد که عمده تولیدات آن ها حوله، چادر شب، بقچه و… است.
نمد بافی 
در میان عشایر خراسان، صنعت نمد مالی از رونق فراوانی برخوردار است و دو مرکز اصلی تولید آن، شهرهای مشهد و قوچان می باشند.
برک بافی
یکی دیگر از بافته های خراسان رضوی برک است. این بافته در کارگاههای برک بافی بشرویه از پشم شتر بافته می شود.
سبد و حصیر بافی 
یکی از صنایع دستی مهم و پردازشی که با هزینه بسیار ناچیز، ساخته هایی را می آفرینند، سبد و حصیر بافی است. مواد اولیه این تولیدات، کاه و شاخه های نازک درختان است و مرکز اصلی آن روستاهای اطراف طرقبه در استان خراسان می باشد. به دلیل توریستی بودن منطقه طرقبه، بازار این تولیدات از موقعیت مطلوبی برخوردار است. برای بافت سبد، از چوب درختچه بید مشک استفاده می شود که هم ظریف و هم باریک است و هم چنین خاصیت انعطاف پذیری آن زیادمی باشد. صنایع ظریف حصیر بافی، در میان مسافرینی که به این استان سفر می کنند و هم چنین اهالی منطقه، جایگاه ویژه ای دارد.
 پوستین دوزی 
یکی از صنایع مهم استان خراسان پوستین دوزی است. در شمال استان، سردی هوا موجبات پیدایش و گسترش این صنعت را فراهم آورده است. پوستین دوزی در میان عشایر کوچ نشین استان از اهمیت به سزایی برخوردار است.
وجود دو کوه سنگی در دامنه ی کوههای جنوب مشهد سبب شده تا صنعتگران حکاک روی سنگ، همواره مواد اولیه ی مورد نیاز خود را در دسترس داشته باشند. جنس این سنگ ها از مواد آذرین می باشد و رنگ آن سیاه است.
سنگ تراشی و قلم زنی روی سنگ 
از جمله فعالیت های هنری در شهر مشهد، یکی هم سنگ تراشی است که سابقه ای دیرینه دارد. عمده تولیدات مصنوعات سنگی عبارت اند از:
قندان، هاون، ظرف دیزی و انواع مجسمه های سنگی.
فیروزه تراشی 
شهر نیشابور که به شهر فیروزه شهرت دارد، دارای معادن ارزشمندی از فیروزه می باشد که از قرن ها پیش مورد بهره برداری قرار گرفته اند. فیروزه تراشی یکی از حرفه های قدیمی در استان خراسان است. تراش فیروزه به اشکال پیکانی و مسطح از جمله تراش هایی است که طرفداران فراوان دارد. فیروزه یکی از سوغاتی های مهم استان خراسان است و بازار مطلوبی نه تنها در استان، بلکه در سطح کشور دارد.
یکی از مهم ترین صنایع دستی خراسان رضوی سفال مند گناباد می باشد که از اعتبار و پیشینه ای باستانی برخوردار است. از انواع سفال هایی که در این منطقه ساخته می شود می توان به انواع سفال های «بدل چینی» و «رسی» اشاره نمود.
سفالگری 
یکی از صنایع دستی مهم در ایران سفالگری است که در شهرهای حاشیه کویر ایران از موقعیت مناسبی برخوردار است. مرکز اصلی این صنعت در استان خراسان، در شهرستان گناباد به ویژه روستای مند است. مهم ترین تولیدات این صنعت انواع گلدان و ظروف سفالین می باشد.
نوشته شده توسط مسافر در 15:43 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1391

صنایع دستی لرستان


صنایع دستی در لرستان

صنایع دستی هر قوم و ملتی، معرف ذوق و خلاقیت های آنان در پاسخ به ضرورت های مادی و معنوی در مرحله مشخصی از گسترش تاریخی است. انسان ها با توجه به خصوصیات فردی و نوع نیازهایشان، همواره در ستیزی دائمی با طبیعت به سر برده و با به فعلیت در آوردن ذوق و اندیشه و احساس، درصدد تغییر دادن و تصرف در ساخت طبیعت برآمده اند تا به جبران کمبودها و هر آن چه که هستی آن ها را از داشتنش محروم کرده دست یابند. صنایع دستی تجلی ویژگی های فرهنگی و مظهری تمدن انسان های هر جامعه در گذر تاریخ است.

در استان لرستان صنایع دستی ثمره دست هایی است که عشق را از قلب خود جاری ساخته و با انگشتان خود با یاری تار و پود بر گلیم و جاجیم ترسیم کرده و یا با تلنگرهای چکش آن را حک می کنند. قالیبافی از مهم ترین رشته های فعال اقتصادی استان لرستان است که در حال حاضر متداول ترین صنعت دستی است. مراکز تولید قالی بیشتر در شهرهای خرم آباد، الیگودرز، دورود و روستاهای تابعه است. در فصل تابستان که روستائیان به کشاورزی اشتغال دارند، تولید آن کمتر است. نقوش قالی ها، نقش لچک، ترنج و با زمینه سرمه ای، لاکی و کرم است.

صنایع دستی لرستان در سه نوع متمایز عشایری، روستایی و شهری شکل گرفته اند. بیشتر تولیدات صنایع دستی عشایری به مصرف خانوار می رسند و کمتر به بازار عرضه می شوند. انواع صنایع دستی عشایر استان لرستان عبارت اند از: سیاه چادر، چیت، قالی و گلیم. صنایع دستی روستایی را قالی، گلیم، رنگرزی و جاجیم بافی تشکیل می دهند و عمده صنایع دستی شهری نیز خراطی، نمدبافی، قلم زنی، ورشوسازی، قالی، موج و گلیم بافی هستند.

هنر ورشوسازی در لرستان از هنرهای دستی به شمار می آید که به دلیل کمبود مواد اولیه با آینده ای تاریک مواجه است. امروز به علت عدم تولید ورق ورشو در جهان این فلز در ایران نیز کمیاب شده و هنرمندان ورشوساز برای تولید مواد اولیه آن با مشکلات زیادی مواجه هستند

پیشینه تاریخی لرستان در بخش صنایع دستی، درخشان است و آن را باید در آثار کشف شده از غار«کلماکره» جستجو کرد. پتانسیل های قوی در بخش صنایع دستی لرستان، انتظارات را از این استان بالا می برد. لرستان سالیان سال است که با هنرمندی زنان و مردان خود در سراسر دنیا می درخشد اما این هنر در برخی از رشته های صنایع دستی از جمله ورشو سازی، امروز مسیر فراموشی را پیموده و بسیاری از آثار ارزشمند این رشته ها، مسوخ شده لقب گرفته اند. صنایع دستی لرستان همواره مجالی برای بروز ذوق و سلیقه لرستانی ها در ادوار تاریخ بوده است. از زمانی که گلیم ها و جاجیم های بافته شده دست زنان لر، زیبنده نمایشگاه های بین المللی شد و یا شاید از دورتر و هنگامی که اولین سماور ورشویی ایران به دست استاد میناگر در بروجرد ساخته شد و یا شاید حتی قبل تر از آن هنگامی که زیورآلات مفرغی آذین بخش گیسوان زنان لر بود، اوج هنرمندی این مردمان جهانیان را شگفت زده کرده بود.

صنایع دستی در لرستان

به طور کلی صنایع دستی لرستان در قالب سه بخش صنایع دستی رایج لرستان، صنایع دستی بومی استان و رشته های اولویت دار استانی قابل بررسی هستند. فرش بافی، ورشوسازی، گلیم بافی، قلمزنی روی ورشو، جاجیم بافی، خراطی چوب، نمد مالی، ساخت و قلم زنی مصنوعات ورشویی، سیاه چادر بافی، گیوه دوزی و گیوه بافی از جمله صنایع دستی بومی لرستان محسوب می شود که خاص این منطقه از کشورمان است. هنر ورشوسازی در لرستان از هنرهای دستی به شمار می آید که به دلیل کمبود مواد اولیه با آینده ای تاریک مواجه است. امروز به علت عدم تولید ورق ورشو در جهان این فلز در ایران نیز کمیاب شده و هنرمندان ورشوساز برای تولید مواد اولیه آن با مشکلات زیادی مواجه هستند. آینده مبهم هنر ورشوسازی در لرستان تنها نمونه ای از رشته هایی است که امروز به سرعت در حال فراموشی و زوال هستند. هشت رشته از صنایع دستی این استان شامل رشته های پوستین دوزی، چوقادوزی، ریسمان بافی، سیاه چادربافی، چیت بافی، زیلو، حصیر بافی و نمدبافی از جمله رشته های این استان هستند که خطر منسوخ شدن آن ها را تهدید می کند. اما 40 رشته صنایع دستی در لرستان فعال است، و به منظور احیا این هشت رشته منسوخ شده برنامه هایی در معاونت صنایع دستی استان در دست برنامه ریزی است که در دو فاز مختلف اجرا خواهد شد. در فاز اول مستندسازی از رشته های فراموش شده صنایع دستی است که عکس، فیلم و آرشیو کاملی از این صنایع تهیه می شود. در فاز بعدی، این معاونت به دنبال خریداری آثار باقی مانده از این صنایع و هم چنین هدایت استادان این رشته ها به سمت آموزش به خصوص در مناطق روستایی و عشایری است. برخی تزئینات زندگی روستاییان که در گذشته های دور اهمیت بسیاری به آن ها داده می شد اکنون به دست فراموشی سپرده شده و کمتر مورد استفاده قرار می گیرند. در حال حاضر بیش از چهار هزار و 500 کارگاه فعال صنایع دستی در استان لرستان وجود دارد. بیش از 80 هزار نفر در استان لرستان به صورت مستقیم و غیرمستقیم در زمینه صنایع دستی مشغول به فعالیت هستند. یکی از راه های احیا صنایع دستی استان هایی نظیر لرستان یافتن بازار فروش است. از جمله این برنامه ها ایجاد بازارهای فروش نوروزی در نوروز 88 است. در این استان در مجموع 65 غرفه انتظار گردشگران نوروزی را می کشد. از جمله مراکزی که برای فروش هنرهای سنتی و صنایع دستی این استان در نظر گرفته شده پامنار شهرستان خرم آباد در منار آجری میدان امام حسین است. هم چنین تکیه موثقی شهرستان بروجرد با 20 غرفه و شهرستان پلدختر با 15 غرفه آماده فروش صنایع دستی این استان به گردشگران نوروزی هستند.


نوشته شده توسط مسافر در 13:51 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1391

صنایع دستی مازندران

صنایع دستی استان مازندران

صنایع دستی استان مازندران

از صنایع دستی موجود در استان مازندران می توان به قالی بافی، گلیم بافی، جاجیمچه بافی، بافت گلیچه، چوقا، شمد و ملحفه، سوزن دوزی، رنگرزی و چاپ سنتی سفالگری و سرامیک سازی، فرآورده های پوست و چرم، هنرهای مرتبط با فلز، هنرهای مرتبط با چوب، حصیر بافی، طراحی سنتی و نگارگری، صحافی و جلد سازی سنتی، صنایع دستی دریایی عروسک سازی اشاره کرد.

قالی بافی و گلیم بافی از رشته های اصلی و اساسی مازندران نیست ولی در استان بافته می شود. در شرایطی که فرش در بعضی مناطق حرف اول برای ابراز وجود دارد تنها شهرت خود را در مازندران به سایر رشته ها واگذار کرده است و نقشه هایی که درمازندران بافته می شود مربوط به سایر مناطق است.

دستبافی (نساجی سنتی):

امروزه دستبافی به صورت تهیه و تولید انواع پارچه ها و برخی زیراندازها جاجیم، جاجیمچه، روتختی، رومیزی، روسری، لباسهای محلی، ملحفه و شمد و ... . در بسیاری از مناطق روستایی و برخی نقاط شهری استان مازندران مرسوم است. رامیان در استان مازندران نیز یکی از مراکز مهم پارچه های ابریشمی محسوب می شود. بعضی از دستبافان از دستگاههای ساده بافندگی نظیر دستگاههای "دووردی" و "چهاروردی" استفاده می نمایند و برخی از آنها دستگاههای ژاکارد دستی، تک فاز و سه فاز را نیز به تدریج جایگزین دستگاههای قدیمی نموده اند.

قالی کلاردشت:

صنایع دستی استان مازندران

قالی کلاردشت، فرشی است که در منطقه مازندران و حتی در ایران، بسیار ناشناخته است و حتی بین تجار و بافندگان نیز نا آشنا است. این قالی در بازار داخل بطور کل خریدار بسیار اندکی دارد و تنها گروهی از صادر کنندگان قالی اقدام به صادرات آن به کشورهای اروپایی می نمایند.

معروفترین قالی کلاردشت در روستای مکارود استان بافته می شود. قالی کلاردشت جزء قالیهای درشت با فت می باشد که به قالی خرسک نیز معروف است. نقوش قالی کلاردشت عمدتاً ذهنی و بدون نقشه هستند. در نقشهای قالی کلاردشت گویی طبیعت زیبا و در عین حال سخت کوهستانی متجلی می شود.

نقش "مل چفته" در حاشیه گلیم هرسین دقیقاً در حاشیه نقش متن یک قالی قدیمی کلاردشت مشاهده می شود. از دیگر نقوش قالی در کلاردشت می توان به نقش جنگلی، صندوقی، رودبارکی، مجمه ای، گل سینی، عینکی، چخماقی، رسولی، شمله، خرکی، شکری، سیخ کبابی و مزلقان اشاره کرد.

گلهایی که در متن فرش کلاردشت استفاده می کنند، عبارتند از:

رسین گل (که به آن"طناب رسن" می گویند)، شاخ نر، چنگ گربه، گل کلوچه، حلوا قجل( که یک نوع حلوا با کره محلی و عسل درست می شود)، نقشه گوزن، گنجشک، مسیر کاه گل، شانه هیری، گل ترکمن، گل لاری، گل شاه عباسی، پیل مل یا پول گردن، ماهی گل، گل چخماق، لوله پنجه، پیچ پیچی، پمپال، گل سینی، میش دندان، گل پیاله، پتو گل، کریم خانی، چهارواز، چنار، گل شیدی، پل بز(بز بدون شاخ) و بز چلچله ای(بز شاخ دار)

سفالگری و سرامیک سازی:

صنایع دستی استان مازندران

خاک رس که ماده اولیه کوزه گری است تقریباً در هر کشوری و در هر منطقه ای یافت می شود. و وقتی که بشر اولیه زندگی شکاری خود را تبدیل به دامداری و کشاورزی کرد کوزه های سفالینه نیز به وجود آمد. سفالگری در مازندران نیز از رشته های بسیار رایج است. خاک رس در منطقه بسیار یافت می شود و به دلیل در دسترس بودن خاک رس، این از رشته های رایج استان می باشد. مهمترین مراکز سفالگری استان مازندران عبارتند از کلاگر محله جویبار در 19 کیلومتری قائم شهر، چالوس، تنکابن و برخی از روستاهای بابل و آمل.

حصیر بافی:

حصیربافی نیز از جمله هنرهایی است که جنبه خود مصرفی دارد ولی در حال حاضر جنبه هنری کمتری دارد و بیشتر برای روزمره استفاده می شود

طراحی سنتی و نگارگری:

طراحی سنتی و نگارگری بسیار محدود است و تقریباً می توان گفت حرفی برای گفتن در این خطه سبز ندارد.

کنده کاری روی چوب:

صنایع دستی استان مازندران

در استان مازندران به دلیل شرایط جوی و محیطی و وجود جنگل های فراوان تولید صنایع و هنرهای چوبی بسیار رایج است. از جمله اشیای کنده کاری شده، پیمانه و ظرف شیر، قاشق شربت خوری، صندوق تخته شطرنج یا تخته نرد و قندان و مجسمه های حیوانات است.

چوبهایی که برای این رشته هنری استفاده می شود چوبهایی هستند که دارای سطح صاف و مناسبی می باشند مثل چوب گردو، فوفل، راش انار سرخ، انار زرد و افرا. اما برای کارهای ظریفتر از چوب گلابی استفاده می شود.

ایجاد نقشهای برجسته از جمله فنون معمول است، و آن را منبت می نامند.یکی دیگر از روشهایی که زیاد به کار برده می شود و با برجسته کاری ترکیب می شود، مشبک است. یکی از فعالیتهای منبت کاران در گذشته ساختن قالبهای مشبک در و پنجره بود، که گاهی اوقات فضای بین گره ها با شیشه رنگی پر می شد، این گره ها را قامه می نامیدند.

نمدمالی:

نمد مالی یکی از رشته های مهم استان است. تهیه نمد براساس دو خاصیت پشم است، یکی خاصیت جعدیابی و دیگری پوسته ای شدن. زمانی که پشم در حرارت مرطوب مجعد شده و الیاف آن درهم می روند پوسته ها نمی گذارند الیاف دوباره از هم باز شوند این بهم پیچیدگی، بافت نا منظمی درست می کند که اگر ترکیبات نمدسازی (مانند خاک نمد) را به آن بیافزایند محکمتر می شود.

 


نوشته شده توسط مسافر در 11:41 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1391

صنایع دستی همدان


نوشته شده توسط مسافر در 11:34 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1391

صنایع دستی اردبیل

نوشته شده توسط مسافر در 11:32 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1391

صنایع دستی سمنان

صنايع دستي و سوغات

سوغات سمنان

نان چاي(شيريني و كماچ)-انجير-گردو-گليم-جاجيم-سفال-سراميك و نمد

صنايع دستي و سوغات مهديشهر

صنايع دستي سنگسري ها شامل قالي بافي-نمدمالي -گليم و جاجيم بافي و نيز بافتن پارچه هاي كمابيش ظريف مانند چادر-برك-شال-مقنعه و ... مي باشد. اندازه قالي ها معمولا بزرگ نيست و كمتر به بافتن قالي هاي بزرگ دست مي زنند.از سوغاتيهاي اصلي اين منطقه ميتوان به لبنيات معروف سنگسر-گردو و الوي نامي شهميرزاد و ... اشاره كرد. 




صنايع دستي و سوغات شاهرود

مرصع كاري-معرق كاري-انگور-زردالو-گيلاس-قيسي-نقل- نان داچه 





صنايع دستي و سوغات دامغان

از سوغات معروف دامغان ميتوان به پسته ان اشاره كرد.نمدمالي-گليم بافي-جاجيم بافي و پارچه قلمكار هم از عمده صنايع دستي معروف دامغان است.





صنايع دستي و سوغات گرمسار

از سوغات معروف در گرمسار ميتوان به انار-خربزه و از صنايع دستي ميتوان به سفالگري و درودگري نيز اشاره داشت. 


نوشته شده توسط مسافر در 11:28 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1391

صنایع دستی اصفهان

نوشته شده توسط مسافر در 11:1 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1391

صنایع دستی اصفهان

استان اصفهان يکی از بزرگترين مراکز توليد انواع مختلف صنايع دستی ايران محسوب می شود. اين استان از قديم الايام مهد هنرهای زيبا و صنايع ظريفه بوده است. تزئينات آجری، کاشی کاری، گچ بری و انواع خط در آثار تاريخی اصفهان، از حدود قرنها پيش تا دوره معاصر، بر اطراف و جوانب مناره ها و داخل و خارج مساجد، قصرها و هنرهای زری دوزی و قلم کاری، ترمه و نقره کاری و تذهيب و تحرير انواع کتاب، قرآن و قطعات نگارگری و نقاشی جملگی به مرکزيت هنری اصفهان گواهی می دهند.

سيم کشی، زرکشی، زربافي، گلابتون دوزی، پولک دوزی، زنجيره بافی، قالی بافی و نساجی از صنايع دستی رايج اصفهان است. اين صنايع در عهد شاهان صفوی رونق فراوان داشت. در دوران قاجاريه، بازار صنايع دستی در اصفهان از رونق افتاد. ولی بعد از انقلاب مشروطه باز توسعه يافت. به طور کلی طرح و نقش عموم مصنوعات دستی اصفهان اعم از فرش و قلمکار و ظروف قلم زنی و کاشی، دوختنی های روی پارچه تحت تاثير طرحهای تزئينی دوران صفويه قراردارد و طراحان اصفهان، به نسبت قدرت درک و مهارت خود از آثار قديمی اقتباس می کنند و با خلاقيت خود، آنها را زيباتر می سازند. در حال حاضر اهم صنايع دستی استان عبارتنداز:

قالی بافی:

اصفهان در زمان صفويه يکی از مراکز عمده قاليبافی بود. در اين شهر تعداد زيادی کارگاه وجود داشت که در آن قاليهای زر بفت بافته می شد. اصفهان در فتنه افغان آسيب فراوان ديد و تعداد بسياری از هنرمندان و صنعتگران خود را از دست داد ولی پس از چندی توانست رونق اوليه خود را به دست آورد. در زمان قاجاريه قالی بافی اصفهان دوباره احياء شد. در جنگ جهانی اول اصفهان يکی از مراکز عمده تهيه قاليچه بود و پس از آن نيز بحرانهای زياد اقتصادی تاثير در کار قالی بافی نگذاشت چون قاليچه های آن بسيار ارزان تهيه می شد. 
تعداد رنگهای انتخاب شده در قاليهای اصفهان بسيار محدود است. گره قاليهای اصفهان فارسی بوده و جفتی آن نيز کم نيست. رنگهای طبيعی بسيار کم مصرف می شود و بيشتر در قاليهای خوب از رنگهای شيميايی دندانه ای استفاده می شود. 
در روستاهای اطراف اصفهان نيز کم و بيش دارهای قالی وجود دارد. روی اين دارها قالی و قاليچه ها طرح شاه عباسی و ساير طرحهای اصفهان بافته می شود. رنگهای بکاررفته در آنها عموماً نباتی بوده و بيشتر از روناس، قارا، اسپرک، گنده يا گندل، پوست گردو، پوست انار و چند گياه ديگر استفاده به عمل می آيد. 
از توابع اصفهان که در هنر قالی بافی مشهور هستند از قاليچه های بختياری و قالی های جوشقان بايستی نام برد. قاليچه های بختياری را البته بيشتر در روستاهای شهرکرد و چهار محال می بافند. قالی و قاليچه های جوشقان از زمان صفويه مشهور عالم بوده است و سابقه قالی بافی جوشقان به پيش از زمان صفويان می رسد. ولی در روزگار شاه عباس اين صنعت در آنجا توسعه بسيار يافت. در آن زمان کارگاههای متعدد شاهی در آنجا مشغول کار بوده اند. جوشقان در آن زمان از توابع کاشان بوده است. در موزه های اروپا و امريکا تعداد زيادی قالی وجود دارد که منصوب به اين روستای کوچک بوده است. قاليهای جوشقان ريز بافت و دوپوده است. 
نقش قالی جوشقان شکسته است و شايد از دويست و پنجاه سال پيش تابحال همچنين ثابت مانده است. رنگهای آن از بهترين رنگهای طبيعی انتخاب می شود و همچنين رنگها کاملاً زنده و شاداب است. نوع پشم قالی جوشقان بسيار خوب و خامه آن دستريس است و گره جفتی چندی است که در جوشقان رخنه کرده است. درميمه واقع در سه فرسنگی جوشقان بر سر جاده اصفهان به تهران نيز قاليهايی با همان نقش شکسته جوشقانی اما ريز بافت و بهتر از کار خود جوشقان بافته می شود. 
نايين در شمال يزد و کناره دشت کوير قرار دارد و پيش از اين به بافتن عباهای بسيار لطيف شهرت داشت اما پس از آنکه در کشور ما مردم به لباس اروپايی درآمدند عبا منسوخ گشت. بافندگان نايين مانند شال بافان کرمان و مخمل و زيبا بافان کاشان به قالی بافی روی می آوردند. صنعت قالی بافی در نايين در آستانه جنگ دوم جهانی آغاز شد و چون بافندگان آنجا همواره با پشم نازکتر سروکار داشتند به بافتن قاليچه های بسيار ريز بافت پرداختند و از آنجا که ميزان توليد کم و جنس بسيار خوب بود، بازار خوبی برای کالای خود يافتند. که در زمان جنگ باز بر رونق آن افزوده شد. بدين ترتيب قالی نايين که شايد بهترين قالی امروز ايران باشد پديد آمد. پشم نايين نازکتر و نرمتر از ديگر پشمهای ايران است. رنگها چندان دلاويز نيست و تنوع ندارد. شايد90 درصد قاليهای اصفهان دارای متنی است به رنگ کرم بايک ترنج سرمدادی يا آجری و حاشيه آجری تند، رنگهای فرعی نيز در مايه های تند و شماره آنها محدود است و شايد در سراسر صنعت قالی بافی اصفهان بيش از 15 رنگ بکار برده نشود. مسئول اين امر البته رنگرزان اصفهان هستند. ولی همچنين خود صاحب کار که توجهی به مايه های رنگی که تحويل می گيرد ندارد نيز مقصر است.

قالی کاشان:

قاليهای تاريخی و گرانبهای کاشان مظهر زيبايی ذوق و هنر ايرانيان در جهان است. قالی ايران که عامل بزرگ شناسايی کشور کهنسال ما به جهانيان گشته و اکنون در زندگانی همه اقوام بشر از هر نژاد و ملت خودنمايی می کند، گذشته از تامين نيازمنديهای زندگی و تشکيل اندوخته پربهای هر خانه و خانواده ای، ارزنده ترين نماينده انديشه های لطيف انسانی و زيباترين پديده های دلپذير بشمار می رود. اما قالی کاشان که شهرت آن دنيا را فرا گرفته و شامل گرانبها ترين آثار هنری و قطعه های ممتازی در نوع خود می باشد از نظر تاريخی دو عصر متفاوت و مختلفی را پيموده و يک تعطيل طولانی و فاصله زمانی قريب به دو قرن اين دو مرحله را از يکديگر جدا ساخته است.

هر چند اظهار نظر قطعی درباره همه قالی های بافت کاشان که اکنون در موزه ها و مجموعه های دنيا موجود است کار سهل و آسانی نيست اما از بررسيهای فنی کارشناسان و تحقيق و تطبيق کلی و قراين ديگر خصوصياتی از قالی کاشان به دست آمده که برای شناختن و تشخيص آنها بسيار مؤثر است. از جمله تزئينات مربوط به نقش و تزئينات و ريزه کاريها و نقش و نگار مشترکی که با ظروف سفالی و کاشی سازی کاشان در آنها موجود است.همچنين بافت ريز و مخمل نما و ظرافت خاص آن نسبت به قالی های ديگری که باگره فارسی بافته شده است. پروفسور پوپ مختصات ديگری را هم برای نقشه قاليها ی کاشان شمرده است مانند: ترنجهای کنگره دار و برگهای ظريف، شاخه ها و برگهای دندانه دار و ... . 
 

قلمکارسازی استان اصفهان:

قلمکارسازی يکی از صنايع دستی پر سابقه ای است که قرنها در اوج شهرت بود و از دوره مغولها در ايران مرسوم شده است. در دوره مذکور به منظور جلب نظر خوانين مغول ايرانيان نيز دست به ابتکاراتی زدند که از جمله ابداع نقاشی روی پارچه يا پارچه های قلمکار بود، سپس اين صنعت در زمان صفويه گسترش بيشتری پيدا کرد. 
به هر صورت عمر پرشکوه اين صنعت در زمان صفويه بود و در اواسط عصر قاجاريه بتدريج از رونق آن کاسته شد. در زمان سلطنت شاه عباس کبير اين صنعت رونق بسزايی يافت و بيشتر لباسهای مردانه و زنانه از پارچه هاي قلمکار تهيه می شد و اين پارچه ها در اين زمان شهرت فراوان داشته و مورد توجه درباريان بود و از اينرو بيشتر لباس آنان از " قلمکارزر" يا " اکليلی" تهيه می شد. در آن زمان محلهای مخصوصی برای تهيه لباس درباريان در بازار قيصريه اصفهان وجود داشت وپارچه هاي قواره ای قلمکارراکه دراصطلاح آن روز "دلگه" ناميده می شدرا از آن محلها به دست می آوردند. 
}در زمان سلطنت رضا شاه با امتيازات خاصی که برای صنعتگران و ارباب حرف به ويژه صنعتگران قلمکار فراهم شد بار ديگر اين صنعت رونق گذشته خود را به دست آورد و عده ای از استادکاران بزرگ قديمی مثل شيخ حريری مشهدی عبدالخالق، حاج محمدرضا و حاج محمد تقی اخوان چيت ساز، برادران بيرجندی و شيخ بهايی و چند تن ديگر شرکت توليد قلمکار را تشکيل دادند. 
اگر علاقه و پشتکار عده ای از استادکاران اين فن نبود، اکنون اثری از اين صنعت ظريف باقی نمی ماند ولی تلاش پيگير صنعتگران اين رشته و استقبالی که از آن شد موجب شد تا بار ديگر حجم تقاضا برای اينگونه پارچه های نقش دار افزايش يابد و چون مقدار توليد و عرضه اين محصول محدود بود صنعتگران را به چاره انديشی و پيدا کردن راه حل جهت عرضه بيشتر باهمان کيفيت هنری واداشت. در اين مورد تنها راه چاره را ايجاد نقوش مورد نظر را روی قالب و انتقال قالبهای مذکور روی پارچه دانستند. 
معروفترين استاد قالب تراش در اين رشته مرحوم استاد رحيم بيدادی بود که سالها پيش در گذشت. از استادان ديگر قالب تراش می توان از استاد اسماعيل قالب تراش و استاد مهدی اوليايی نام برد. 
 

خاتم سازی اصفهان:

خاتم هنر آراستن سطح اشياء با مثلثهای کوچکی است که طرحهای گوناگون آن همواره به صورت اشکال منظم هندسی بوده است. اين شکلهای هندسی را با قرار دادن مثلثهايی کوچک در کنار هم نقشبندی می کنند. می توان گفت، کار خاتم نقشهای هندسی تشکيل شده از مثلثهای سه پهلو (متساوی الاضلاع) است که از عاج، استخوان، چوب و مفتول برنج ساخته شده و معمولاً به ضخامت 2 ميلی متر در سطح خارجی يا سطح داخلی و خارجی اشياء چوبی چسبانده می شود. 
آثاری که از قديم مانده نظير درهای کاخها، رحلهای قرآن و صندوقهای مقابر خاتمکاری نشان می دهد که اين هنر در زمان قديم و به ويژه عهد صفويه رواج کامل داشته يکی ازمراکز اصلی آن هم اصفهان بوده است. اما همين معلوم می کند تا چند سالی اين هنر در اصفهان رو به زوال گذاشته و تنها شيراز مرکز اين صنعت شده است. 
در ابتدا کار خاتم با استفاده از مثلثهای بسيار بزرگ که پهلوی هم قرار می دادند تهيه می شد ولی به تدريج با پيشرفت ذوق و تبحر هنرمندان ابعاد مثلثها ريزتر و کوچکتر شد. بهر حال هنر خاتم سازی از زمان پيدايش تا کنون تحولاتی را داشته است. صنعتگران خاتم ساز برای تهيه خاتم از مواد اوليه متنوعی استفاده می کنند که در کمتر صنعت دستی ديگری اين چنين تنوعی به چشم می آيد. اين مواد عبارتند از: چوب فوفل، چوب گردو، چوب نارنج، چوب عناب، استخوان شتر، مفتول برنجی، لايه برنجی، سريشم گرم، سريشم سرد، فرمالين، فيبر و روغن جلا و تخته سه لايی. غير از آن برای تکميل ساخت از چفت و لولا و غيره نيز استفاده می کنند. از خاتم در تهيه محصولات مختلفی استفاده می شود که از آن جمله است: قاب عکس، جعبه سيگار، عصا، پيپ، جعبه لوازم آرايش، جا کليدی، جاقلمی و جلد آلبوم. 
در اصفهان علاوه بر اشياء خاتم که به شيوه شيرازی می سازند قسمتی از مصنوعات خاتم را با نقره و مينا سازی توأم کرده اند که در شيراز وجود ندارد. مثلاً جعبه های خاتمی که رويه آن را نقاشی مينياتور می کنند و روی آنرا روغن می زنند. 
 

ساخت و قلمزنی فرآورده های مسی و برنجی:

يکی از پر رونق ترين رشته های صنايع دستی اصفهان ساخت و قلمزنی محصولات نقره ای مسی و برنجی است. 
مواد اوليه مورد مصرف سازندگان فرآورده های مس و برنج و نقره شامل نقره، مس، برنج و آلياژ مس و برنج است. مقداری از مواد اوليه مذکور از کشورهای ديگر نظير يوگسلاوی بقيه آن در ايران از شرکتهای برق منطقه ای و شرکت ملی نفت ايران و غيره تهيه می شود. 
ابزار کار صنعتگران اين رشته از دو دسته تشکيل می شود. يک دسته از ابزار در مرحله ساخت محصولات مورد استفاده قرار می گيرد مانند دستگاه خم کاری، موتور فرچه، کوره برقی، سندان، چکش و دسته ديگر که در مرحله قلمزنی مورد احتياج است و عبارت از دستگاه قير آب کنی، پرگار، تعدادی قلم آهنی، چکش و غيره است. برخی از کارگاه های اين رشته صرفاً بکار ساخت محصولات نقره مسی و برنجی مشغول هستند و در مقابل کارگاههايی نيز وجود دارد که فقط کارقلمزنی برروی اين فلزات را انجام می دهند و دسته سوم کارگاههايی می باشند که به هر دو کار ساخت و قلمزنی تواماً می پردازند. 
 

منبت کاری:

واژه منبت به معنای کنده کاری خاص و همراه با خلل و فرج روی چوب است که سابقه ای ديرينه دارد، شايد بتوان آغاز تاريخ منبت کاری را از زمانی دانست که انسان نخستين بار، با ابزاری برنده چوبی را تراشيده است. در حال حاضر هم هنر منبت کاری همچنان رواج دارد و در گوشه و کنار ايران هنرمندان بسياری بدان مشغولند اما متأسفانه رفته رفته استفاده از نقوش اصيل که شامل طرحهای اسليمی و ختايی يا گل و بوته است رو به فراموشی می رود و طرحهای خارجی جای آنها را می گيرد. در نوعی از اين هنر بجای آنکه زمينه چوب را کنده کاری کنند ونقش مورد نظر را برجسته سازند چوبهای مختلف را با رنگهای گوناگون طبيعی آن بريده پهلوی هم قرارمی دهند. اين کار شباهت زيادی به هنر موزائيک دارد. در اين گونه جديد از چوبهای شمشاد برای رنگ زرد و عناب برای رنگ قرمز استفاده می کنند. زمينه کار بيشتر از چوب گردو و يا ريشه درختان جنگلی است که خود دارای نقوش زيبايی هستند. مهمترين ماده ای که روی آن منبت کاری می کنند چوب است. اين چوب بايد محکم و بدون گره باشد. برای اين منظور از چوبهای آبنوس، فوفل، بقم، شمشاد، و عناب و گردو، استفاده می کنند. البته آبنوس و بقم چون هم محکمتر و هم چربتر هستند دوام بيشتری دارند اما در ايران بخاطر فراوانی چوب گردو اکثراً از اين چوب استفاده می شود.

منبت کاری چوب در شهرهای گلپايگان و اصفهان رونق و رواج درخور و شايان توجه ای دارد. 
 

نمد مالی:

نمد مالی در استان اصفهان رونق فراوان دارد و يکی از مراکز مهم توليد انواع نمد شهر«شهرضا» است. 
 

گيوه بافی و گيوه دوزی:

متأسفانه گيوه دوزی در شهرهای مختلف استان اصفهان در حال از بين رفتن است. گيوه دوزان اين شهر علاوه بر توليدگيوه به تعمير کفش نيز می پردازند. نحوه توليد گيوه که شامل تهيه رويه، تهيه تخت گيوه و نهايتاً دوخت رويه و تخت است، همانند ساير مناطق کشور است. 
 

عبا بافی در نايين:

نايين در مشرق شهر اصفهان قرار دارد و تنها صنعت دستی آن عبا بافی که در ناحيه ای نزديک شهرنايين به نام محمديه وجود دارد. حدود 25 درصد عباهای توليد شده در محل به فروش می رسد و بقيه به شهر های مشهد و قم و گاهی کشورهای عربی ارسال می شود. 
 

سفال و سراميک سازی در شهرضا:

در شهر اصفهان و نيز در شهرهای نطنز و شهرضا در استان اصفهان سفال و سراميک سازی رواج دارد. شهرضا از مراکز عمده سفال سازی ايران است و محصولات آن دارای خريداران بسيار است.

نقشهايی که در سراميک شهرضا به چشم می خورد اغلب نقش گل و بوته و ماهی است و برای رنگ کردن لعاب نيز از اکسيدهای فلزات آهن، مس و منگنز و کبالت استفاده می شود. درشهر نطنز نيز يک کارگاه سراميک سازی با استفاده از خاک استون ور محصولات جالبی را توليد می کند. در شهر اصفهان هم کارگاههای متعدد سفال و سراميک سازی وجود دارد. 
 

پوست و پوستين دوزی:

صنعت پوست دوزی در اصفهان از صنايع دستی پررونق اين شهر در گذشته بوده است ولی اکنون آن رونق ديرين را ندارد. فرآورده های پوستی اصفهان به لحاظ ظرافت و لطافت الياف و رنگ سفيد يکدست آن خواستاران زيادی دارد. بررسی ها نشان می دهد که تعداد خريداران فرآورده های پوستی روز به روز در حال کاهش است، از طرفی کاهش تعداد کارگاههای پوست دوزی نيز حاکی از نقصان تقاضا برای محصولات مذکور است. 
 

مليله سازی در اصفهان:

يکی از رشته های صنايع دستی اصفهان که از ارزش هنری زيادی برخوردار است و توليد محصولات آن نياز به ظرافت و دقت فوق العاده دارد مليله سازی است و فرآورده های توليدی صنعتگران اين رشته نمايانگر ذوق سرشار آنان است.

بايد به اين نکته توجه کرد که در توليد برخی از فرآورده ها چون گل سينه و گوشواره تنها مليله سازان دخالت ندارند بلکه از مينا سازان و زرگران هم استفاده می کنند و در مقابل انجام عمل به آنان کارمزد می دهند. 
 

سکمه دوزی و قلاب دوزی:

يکی ديگر از رشته های صنايع دستی موجود در شهر اصفهان سکمه دوزی و قلابدوزی است. 
مواد اوليه مورد استفاده سکمه دوزان و قلابدوزان عبارت است از:
 
کتان ايرانی و خارجی و نخ پنبه ای (که از تهران تهيه می شود و به صورت کلاف يا عمامه ای است)، کتان خارجی را که بيشتر هم مورد استفاده دارد و عرض آن 140 سانتيمتر است. روميزی گرد، زيربشقابی و دستمالهای مخصوص از انواع محصولات سکمه دوزان يا قلابدوزان است. 
 

نگارگری در اصفهان:

نگارگری در ايران از سابقه ای طولانی برخوردار است. در زمان شاه عباس دوم که اصفهان پايتخت و مرکز هنر ايران شد، نگارگری هم در اين شهر تکامل يافت.

معمولاً برای نگارگری از چوب، عاج، فيبر و استخوان استفاده می شود و هر کارگاه رأساً اقدام به توليد می کند ومعمولاً برای دور قاب عکس و جعبه از خاتم و مينا استفاده می شود. ضمن آن که بايد گفت عده ای از هنرمندان اصفهانی نيز در زمينه طراحی فرش، تذهيب و تشعير هم فعاليت دارند. 
 

نقره سازی:

نقره سازی از جمله صنايع دستی رايج در شهر اصفهان است کارگاههايی که در آنها کار نقره سازی انجام می شود کارهای ديگر از جمله قلمزنی روی نقره محصولات مسی و برنجی انجام می دهند.

انواع فرآوده های توليدی نقره سازان عبارتست از: سرويس چايخوری، گلدان، شمعدان وسرويسهای چند پارچه. 
 

مينا کاری اصفهان:

مشکل بتوان گفت از چه زمانی هنر مينا کاری در ايران رواج گرفته است. زيرا از روزگاران پيش از عهد صفويه نمونه هايی از ميناکاری در دست نيست وحتی از دوران صفوي هم نمونه های قابل ملاحظه ای برجای نمانده است. لکن در دوران قاجاريه مينا کاری به مقدار کم وجود داشته است و اشيايی مانند سرقليان وکوزه قليان وکوزه و بادگير قليان را ميناکاری می کرده اند.

رواج صنعت مينا کاری در اصفهان از دوران پهلوی و حدود سال 1310 ه.ش. است و مخصوصاً اين که اين هنر- صنعت به وسيله يکی از استادان هنرمند و بنام اصفهان يعنی استاد شکرا... صنيع زاده بسط و توسعه يافت و شاگردانی در اين مکتب تربيت شدند که هر يک کانون ديگری در هنر مينا بوجود آوردند.

بيشتر اشيايی که مينا سازان فعلی به بازار عرضه می کنندعبارتست از گوشواره، گلوبند، انگشتر، جعبه های بزرگ و کوچک آرايش زنانه، قوطی سيگار، جعبه های خاتم کاری و مينا کاری، بشقاب مينا، گلدان مينابه اندازه های مختلف، تابلوهای بزرگ و کوچک ميناکاری که با هنرهای ديگر مانند طلا کاری و خاتم کاری و مينياتور ترکيب می شود. روی اشياء طلايی و نقره ای هم می توان مينا کاری کرد ولی اساساً مينا کاری روی مس انجام می شود. 
 

کاشی سازی:

کاشی سازی يکی از اصلی ترين صنايع دستی اصفهان است. در اين فرآورده ها ويژگی طرحها و نقشهای قديمی به خوبی حفظ شده است و حتی امروز هم خواستاران بسياری دارد. از ديگر هنر هايی که با استفاده از کاشی در اين استان انجام می گيرد کاشی معرق می باشدکه عبارت از بريدن و خرد کردن کاشی و در کنار هم قرار دادن آنهاست. از آنجاکه نقشهايی که روی کاشی ها پياده می شود تا حدی پيچيده است کاشی سازها نمی توانند آنها را به صورت ذهنی ترسيم کنند، از اين رو صنعتگران طرحهای مورد نظر را به طراحان سفارش می دهند. پس از اينکه طرح مورد نظر تهيه شد صنعتگران آنرا روی کاشی پياده می کنند. برای اين منظور طرح مورد نظر را روی کاشی ساده که قبلاً آماده شده قرار می دهند و سپس روی خطوط طرح، سوزن فرو می کنند و به اين ترتيب خطوط نقشه در جای سوزن باقی می ماند که باريختن گرد زغال روی منفذهای ايجاد شده، شکل و طرح مورد نظر برروی کاشی انتقال داده می شود. پس از آن خطوط را بر حسب ذوق و سليقه رنگ آميزی کرده و جهت پخت به داخل کوره می گذارند. از اين به بعد محصول آماده عرضه به بازار خواهد بود. 
 

طلا کوبی روی فولاد:

طلاکوبی يکی از شيوه های تزيين اشياء و آثار فولادی است که در شهر اصفهان رواج دارد. از فولاد علاوه بر افزارهای معمولی اقدام به ساخت علم نيز می کنند که می دانيم آن را پيشاپيش صف عزاداران بويژه در مراسم سوگواری سالار شهيدان حضرت امام حسين (ع)، حرکت می دهند. علم علاوه بر تيغه های فولادی معمولاً دارای پيکره هايی از برخی از پرندگان حيوانات ديگر و نيز گلدان، قوطی و شمعدان است که تمامی آنها به ميله ای که قاب بر آن تکيه دارد متصل است و برروی تيغه های علم بويژه تيغه وسط که از ساير تيغه ها بلندتر است اسماء مبارکه طلاکوبی می شود.

در حال حاضر طلاکوبی برروی مجسمه های پرندگان و حيوانات نظير طاووس، کبوتر، آهو، شير و... (که در واقع به تقليد از پيکره هايی که به انواع علم های سوگواری متصل است، ساخته و پرداخته می شود.) نيز صورت می گيرد. 
 

قفل سازی:

چيزی که موجب شگفتی هر بيگانه ای که از ايران ديدن می کند می شود همانا نزديکی و پهلوی هم بودن اشيای بسيار کهن و کالاهای نو و وارداتی است. در مورد قفل و کليد هم همين طور است. قفل کردن خزانه ها و انبارهای گندم و پرستشگاهها در هزاره دوم ق.م. در مصر و بين النهرين متداول بوده است. قفلی که قفل ساز ايرانی می سازد نشانه نبوغ فنی او در جهات مختلف است. پاره اي از اين قفل ها همانند قفل های مصری و يونانی است، برخی ديگر همانند قفل های رومی ها است برخی به قفلهای چينی و هندی می ماند و تعدادی هم مانند قفلهايی است که در اروپا از قرون وسطی تا انقلاب صنعتی به کار برده می شد.

قفلهای ايران را از ديدگاه فنی می توان به رده های زير بخش کرد.

الف) قفلهای ثابت در (کليدون خانه) 

1-کلون دان 
2-کلون 
3- قفل فنر پخش شو

ب) قفل آهن 

1- قفل فنر (با کليد پيچی) 
2- قفل فنری (با کليد فشاری) 
3- قفل لوله (با کليد پيچی) 
4- قفل رمز (حرفی بی کليد) 
 

لاکی روغنی:

محصولات لاکی روغنی مختلف هستند از آن جمله قلمدان سازی است. قلمدان و قلمدان سازی با هنر و فرهنگ ايران رابطه و پيوند ديرينه دارد. چرا که گرانمايه ترين ميراث های نقاشی و نگارگری تذهيب و منبت کاری هنرمندان قديمی ما بر جعبه های قلمدان نقش بسته است. از طرفی قلمدان در گذشته ای نه چندان دور مهمترين وسيله کتابت و بهترين عامل برانگيختن و ترغيب مردم طبقات گوناگون به فراگيری آموزش و خطاطی و خوشنويسی بود. قلمدان سازی از عهد صفويه رونق و اعتبار افزونی گرفت. قلمدانهای اين دوره از جمله اصيل ترين آثار هنری باستان به شمار می رود.

قلمدان ها به طور عمده از سه دسته تشکيل يافته اند (از نظر جنس):

1- قلمدانهای چوبی 
2- قلمدانهای فلزی 
3- قلمدانهای مقوايی

به طور کلی از لحاظ اندازه قلمدانها بر چهار گونه اند:

الف) کوچک که به آن نيم بهره نيز می گويند و ابعاد آن 2*13 سانتيمتر است. 
ب) قلمدان متوسط يا يک بهره که ابعاد آن7/3*21 سانتيمتر است. 
ج) قلمدان عادی که دوبهره نيز ناميده می شود و ابعادش 4/4*5/23 سانتيمتر است. 
د) قلمدانبزرگ که تقريباً به اندازه جعبه قلمدان است به ابعاد 5/5*28 و سه بهره نام دارد.

از قلمدان سازان معروف که قلمدان مقوايی می ساختند. که در دوره قاجار شهرت داشتندمی توان به ميرزا ابوالقاسم طباطبائی، مشهدی حسن تهرانی، عبدالحسين مقوا ساز اصفهانی و کريم مقوا ساز اشاره کرد. 
از محصولات ديگر لاکی روغنی می توان به جلد سازی و قاب آئينه اشاره کرد. 
به لاکی روغنی هايی که از جنس کاغذ تهيه می شود پاپيه ماشه هم می گويند، پاپيه ماشه که اساساً واژه ای فرانسوی است و در فرهنگهای لغت به معنی کاغذ فشرده آمده، معمولاً به اشيايی مقوايی که سطح آنها به وسيله نگارگری تزيين و با لاک مخصوص پوشش يافته است اطلاق می شود. سابقه اين نوع هنر که در گذشته «نقاشی روغن» يا «لاکی» ناميده می شد، چندان روشن نيست، ليکن از آثار موجود در موزه ها چنين استنباط می شود که تا بعد از دوره سلجوقيان کليه کتابهای خطی دارای جلد چرمی ساده يا ضربی و فاقد هر نوع تزئينات اسليمی بوده است. 
در دوره ايلخانی نيز که شهر هرات مرکز عده تحقيقات و تأليفات بوده و جلد کتاب بسيار معتبر از نوع سوخت و جلد کتاب عادی معمولاً چرمی سادهيا ضربی و فاقد هر نوع تزئينات اسليمی بوده است. 
در دوره ايلخانی که شهر هرات مرکز عمده تحقيقات و تأليفات بوده و جلد کتاب بسيار معتبر از نوع سوخت و جلد کتاب عادی معمولاً چرمی ساده يا ضرب بوده وبرای تزئين کتب علاوه برنقوش اسليمی ازخطوط ختايي استفاده می شده و ظاهراً تا آن زمان پاپيه ماشه در ايران رواجی نداشته ولی اسناد معتبری در دست است که نشان می دهد اين هنر از دوره صفويه به ايران راه يافته و به موازات ساير انواع صنايع دستی شکل گرفته و متکامل شده است. 
 

سوزندوزی اصفهان:

اين «هنر- صنعت» توليدش در انحصار زنان و دختران خانه دار است. 
در حال حاضر از اين هنر علاوه بر کلاه برای تهيه زير ليوانی، کمربند، کفش، جليقه استفاده به عمل می آيد. طرحهای سوزندوزان عموماً ذهنی و ملهم از برداشتها و بينشهای مشخص هنرمندان از محيط طبيعت است و بيشتر شامل گل بوته های تمثيلی می شود. 
 

صحافی:

عبارتست است از عمل اتصال همه برگهای کتاب و قراردادن آنها در پوشش و محافظ به نام جلد که می تواند با دست يا با ماشين باشد. البته اين کار در قديم بيشتر توسط دست هنرمندان با ذوق انجام می گرفت و هر هنرمند با ذوق و استعداد آثاری هنری خلق می کرد که نمونه های آنها هم اکنون درموزه ها موجود است. 
قديميترين نسخه های جلد شده، از روايتهای انجيل بود که مربوط به شش قرن بعد از ميلاد است که در مصر نوشته و کاغذ آن از جنس پاپيروس است. که روی آن را از چرم می پوشاندندو برای بستن آن از چرم استفاده می کردند. 

جلدها را از نظر نوع ساخت آن به انواع مختلف میتوان تقسيم کرد که هر کدام از روشها به مرور زمان در اثر پيشرفت هنر جلد سازی بوجود آمده است.

1-جلدهای سوخت 
2-جلدهای ضربی 
3-جلدهای لاکی 
 

ضريح سازی:

در اصطلاح فارسی ضريح را صندوقی بر قبر و حفاظی گرداگرد قبر معنا کرده اند. که بعضاً با عناوينی چون صندوق حايل حفاظ محجر نيز همراه است. در فرهنگ فارسی امروز چنين آمده است: ضريح صندوقی مشبکی است که برروی مزار اوليا و قدسيان نصب می کنند. 
نکاتی که در ساخت ضريح بايد رعايت شود: عامل تقدس، عدم کاربرد صورت در نقوش، کتيبه های قرآنی و طلا، آوردن سوره های ياسين، الرحمن (آيه تطهير، آيه نور، عددهای بکاررفته و سمبل آنها، ذکر نام بانی و تاريخ ساخت آن، علامتی به عنوان شاخص ضريح و صاحب آن، ديگر مدفونين در ضريح) 
ضريح از نظر فرم، محفظه ای است مکعب مستطيل با عرض و طول و ارتفاع متغير که اغلب پلان آن مستطيل است و در نگاه اول چون اتاقکی فضای داخل مقبره را از اطراف جدا نموده است. 

اجزاء متشکله ضريح به ترتيب: 
بدنه و اسکلت، پيکره های سنگی، ستونها، پايه ستون، گوی ماسوره ها، لچکی ها، ترنجها، کتيبه های نقره، حواشی برجسته کاری، کتيبه های طلامشبکهای طلايی، زهوارها، ميخهای تزيينی، گلدانها، نقاشی های داخل ضريح، پارچه روی سقف مزار.

هنرهای تشکيل دهنده مجموعه هنری ضريح: 
طراحی و نقاشی سنتی، درودگری، مرصعکاری و ترصيع، زرگری، سازندگی، بافت، ترمه بافی و رودوزی، قلمزنی و سبکهای مختلف آن، مينا سازی، حجاری، خطاطی. 
استادان ضريح ساز شهر اصفهان عبارتند از: استاد حسين پرورش، استاد اصغر مباشرپور، استاد مهدی ذوفن، استاد حاج محمد تقی ذوفن و استاد کميليان، استاد محمد علی فرشيد، استاد علی واليان، استاد سطوت، استاد علی حاج زرگر باشی، استاد ديناری. 
 

فيروزه کوبی:

فيروز کوبی يکی از معدود رشته های صنايع دستی است که سابقه تاريخی چندانی نداشته و در حال حاضر هم توليد محدودی دارد و همين امر باعث آن گرديده تا فيروزه کوبی آنگونه که بايد شناخته نشده باشد هر چند که زيبايی و گيرايی يک محصول خوب صنايع دستی را با خوددارد. 
قدمت فيروزه کوبی به حدود 70سال قبل می رسد و در آن زمان صنعتگری بنام«يوسف حکيمان» معروف به محمد رضا در مشهد کار فيروزه کوبی بر روی زينت آلاتی نظير دستبند، گل سينه، گوشواره... را شروع کرد. و حدود 20 سال بعد اين صنعت توسط صنعتگر ديگری بنام«حاج داداش» از مشهد به اصفهان برده شد. در حال حاضر صنعت دستی فيروزه کوبی فقط در اصفهان رايج و صنعتگران شاغل در اين رشته نيز همچون توليد آن محدود است. 
در اصفهان فيروزه کوبی صرفنظر از جواهرات در ظروفی مانند بشقاب، ليوان، کاسه و گلاب پاش و... نيز مورد استفاده قرارمی گيرد. يکی از کارهای جنبی صنعت فيروزه کوبی تهيه«زيرساخت» است که در کارگاه زرگری و به طور جداگانه صورت می گيرد. 
يک فرآورده فيروزه کوب اعم از زيور آلات و يا ظروف عبارت از شيئی است مسی، برنجی، نقره ای و يا برنزی که ذرات و قطعات ريز سنگ فيروزه بر قسمتهايی از سطوح آن به فرم موزاييک در کنار هم نشانده شده و به اين ترتيب جلوه ای خاص به آن بخشيده می شود. ساخت و پرداخت چنين فرآورده ای شامل دو مرحله کلی است: 

الف) زرگری ب)فيروزه کوبی

صنعتگر توليد کننده فيروزه کوب در مراحل مختلف کار از ابراز کار و وسايلی نيز بهره می گيرد که عمدتاً شامل قالب، چکش، دريل، چراغ گاز، چراغ بنزينی، گاز انبر، انبردست، پنس، منقاش، لوله های مختلف فلزی، سوهان و سنگ سمباده است. 
نکته حايز اهميت در فيروزه کوبی در درجه نخست نصب صحيح فيروزه برروی فلز است به گونه ای که دارای قدرت کافی بوده و هنگام پرداخت قطعات فيروزه از آن جدا نشود و ديگر اينکه هر چه ظرف فيروزه کوبی شده پرکارتر باشد و قطعات سنگ منظم تر در کنار يکديگر نصب شده باشد و فاصله زيادی در بين قطعات فيروزه ديده نشود کار دارای ارزش هنری بيشتری است.


نوشته شده توسط مسافر در 10:58 |  لینک ثابت   •